مصطفى محقق داماد
103
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
و 10 % ديگر را شامل نمىشود بلكه در اينجا لفظ كارگران مطلق است و همه را شامل مىشود و اينگونه انصراف اطلاق را محدود نمىكند . 2 ) انصراف ناشى از كثرت استعمال لفظ در بعضى از مصاديق آن - بعضى از اصوليّين عقيده دارند اينگونه انصراف مانع اطلاق لفظ است و حكم قرينهء لفظيّه را دارد . مثلا اگر گفته شود نگاه به صورت علماء عبادت است ، بر اثر كثرت استعمال علماء در عرف متداول براى دلالت به علماى دين و روحانيون ، منظور گوينده از جمله بالا روشن است و شنونده در مىيابد كه مقصود مطلق دانشمندان نيست بلكه صنف و گروه خاصّى از آنان يعنى روحانيون مورد نظر است . اين نوع انصراف به نظر آنان مطلق را از اطلاق مىاندازد . با در نظر گرفتن مجموع مطالب بالا بعنوان نتيجه بايد گفت عموم نسبت به اطلاق وضع محكمترى دارد و كمتر در معرض تزلزل است . و براى شكستن حريم عموم ، مخصّص محكم و قابل توجهى لازم است درحالىكه مطلق از چنين استحكامى برخوردار نيست و بيشتر در معرض تقييد و محدود شدن است . يعنى شمول اطلاق در سايه مقدّمات حكمت است و هرگاه يكى از اين مقدّمات متزلزل شود شمول اطلاق متزلزل مىشود ، امّا عام اينطور نيست و شمولش ناشى از وضع است . د ) حمل مطلق بر مقيّد : حال مىخواهيم ببينيم اگر جمله مطلقى داشته باشيم و جمله مقيّد ديگرى برآن وارد شود ، به چه ترتيبى عمل مىشود . علماى اصول